|
پاسخ وزارت امورخارجه به سرمقاله « وزارت خارجه از عزت تا مصلحت »
|
وزارت امورخارجه با ارسال جوابيه اي مفصل به سرمقاله « وزارت خارجه از عزت تا مصلحت » روزنامه جمهوري اسلامي پاسخ داده و آنرا تحت عنوان « وزارت امورخارجه و تفكر عزتمدار » براي روزنامه ارسال نموده است . ابتدا متن كامل اين جوابيه و سپس توضيحات روزنامه از نظر خوانندگان گرامي , ميگذرد. اينك متن جوابيه . روزنامه جمهوري اسلامي در هفته گذشته (7 ـ 3 مرداد) در پنج شماره , سرمقاله هاي خود را به نوشتاري با عنوان « وزارت خارجه از عزت تا مصلحت » اختصاص داد. موضعگيريهاي مسئولانه در برابر عملكرد قوا و مقايسه بيطرفانه آنچه انجام مي دهند , جلوه هاي زشت و زيباي دستگاهها را در معرض قضاوت قرار مي دهد و مطبوعات به عنوان وجدان بيدار جامعه حافظ نظام ارزشها و سلامت و امنيت جامعه هستند. البته اين مسئوليت تنها درصورتيكه ارزشهاي اعتقادي و فرهنگي جامعه را صيانت كند مقبول و پسنديده است وگرنه تحليل هاي سفسطه آميز و قلب حقايق , استفاده غيرمنصفانه از مطبوعات و بي توجهي به پيامدهاي فرهنگي آن است . در شرايطي كه نيازها و ارتباطات ميان جوامع , كشور و انقلاب اسلامي ما را در معرض قضاوتي غيرعادلانه قرار داده است برخورد غيرمنطقي باعث محصور ساختن پيام هاي عزت آفرين نظام اسلامي و موجب از كار افتادن عناصر پيش برنده آن مي شود. ما وارثان فرهنگ و تمدن درخشاني هستيم و در عرصه هاي مختلف دانش قرنها شهره آفاق و سرآمد اعصار بوده ايم . امروز كه در عرصه جهاني با هجمه اي همه جانبه مواجه هستيم بايد با تمسك به گوهر فرهنگ فتال و ديرسال اسلامي ـ ايراني از منافع ملي خود صيانت كنيم . هوشياري و پاسداشت ارزشها اساسي ترين ضامن دوام و قوام نظام اعتقادي و فرهنگ متعالي ماست . وزارت امورخارجه همواره از انتقادات صادقانه رسانه ها و كارشناسان سياسي براي پيشبرد برنامه هاي خود استقبال كرده است , اما مطالبي كه در پنج شماره آن روزنامه به چاپ رسيد , نه تنهاراهكار منطقي ارائه نكرده بلكه واژه هاي شعاري را جايگزين فرهنگ و عرصه سياسي نموده و نقد و نصيحت را با غرض و كينه درهم آميخته بگونه اي كه هرچه بيشتر در مجموعه يادداشتها غور شد كمتر نصيبي بدست آمد. از آنجا كه مطالب ذكر شده در سرمقاله ها با نقد منطقي , حرفه اي و مستند فاصله فراوان داشته و نقش و خدمات كاركنان وزارت امورخارجه را بگونه اي ذهني و بدور از واقعيات حاكم بر فعاليتها و رويكردهاي همه جانبه آنها مورد ارزيابي غيرمنصفانه قرار داده است , وزارت امورخارجه صرفا در چهارچوب اصل روشنگري و اطلاع رساني صحيح , نظرات كلي خويش پيرامون مسائل مطرح شده در نوشتار آن روزنامه را اعلام مي دارد : 1 ـ در ابتداي اولين مقاله آمده كه قصد « غرض ورزي » نيست , اما در ادامه , واژه هايي بكار گرفته شده كه نه تنها در ادبيات نقد جايگاهي ندارند بلكه در قالب يك تحليل واقع بينانه نيز نمي گنجند. استفاده از واژه هاي نسنجيده و حتي هتاكانه در اين سرمقاله ها نسبت به نيروهاي وزارت خارجه و كاركنان متعهد آن و عملا بخش مهمي از مجموعه سياست خارجي كشور و تلاش براي شكستن شان و جايگاه اين وزارتخانه , بدور از منزلت و اخلاق حرفه اي مطبوعات , كاملا مشهود بوده و وجه بارز اين سرمقاله ها مي باشد. ناديده گرفتن تلاش و توفيقات اين وزارتخانه و وارد آوردن اتهامات غيرحرفه اي , نگاه شعاري و ماجراجويانه به مسائل و موضوعات سياست خارجي از ديگر خصيصه هاي اين سرمقاله دنباله دار مي باشد. اين مطلب آنچنان داراي گسستگي در متن و معنا بود كه نشان مي دهد نويسنده محترم علاوه بر اينكه هيچ توجهي به مفاهيم سياست خارجي ندارد , بدنبال پاسخ گفتن به هيچ پرسشي نيز نيست . نتيجه صبر و حوصله خواننده اين مطلب چيزي نيست جز سئوالات بي پاسخ كه طرح آنها نيز نياز به تبحر ندارد. اگرچه سياست خارجي كشورها صرف نظر از جغرافيا و گرايش , مملو از موضوعات قابل طرح است , اما به دليل انتقادات پراكنده ناچار از پراكنده گوئي خواهيم بود و از خوانندگان محترم از اين بابت پوزش مي خواهيم . 2 ـ سياست و حوزه هاي مرتبط با آن در زمره پيچيده ترين مفاهيم اجتماعي هستند. با وجود تعاريف متعدد از سياست خارجي , كشورها در سياست خارجي خود , حفظ منافع و امنيت ملي را بر هر چيز ديگر ارجح مي دارند. در اين ميان اجراي هر تصميم راه و ابزار متناسب خود را مي طلبد. با اعتقاد به اين اصل و باور مهم كه رسانه ها در ارائه تحليل و بيان ديدگاههاي خود آزادند , متاسفانه بايد گفت روشي كه آن روزنامه در سرمقالات خود به نمايش گذاشته , كلي نويسي , ابهام آفريني , ماجراجويانه , در جهت تخريب روابط و فاقد راهكارهاي واقعي و مشخص و متناسب با عرصه ديپلماسي است و اين كاري ساده و البته غيرسازنده و حتي مخرب است . بايد به تحولات دنياي امروز بصورت كلان نگريست . تعامل با جهان در همه زمينه ها در فضايي معقول ممكن است و نه يكسويه و تشنج زا. نسخه آن روزنامه محترم نه براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بلكه براي كشورهايي بسيار متفاوت از شرايط ايران نيز عملي نيست . 3 ـ نويسنده اين سرمقالات درحاليكه ادعا مي كند وزارت امورخارجه سياستگزار نيست ولي مشخص نيست چه اصراري دارد تمام اتهامات ساختگي خود را متوجه اين وزارت خانه كند. مكانيسم اتخاذ تصميمات سياست خارجي در تمامي كشورهاي جهان ساز وكار ويژه خود را دارد و در جمهوري اسلامي ايران نيز نهادهاي تعيين كننده سياست خارجي كشور كاملا مشخص و جايگاه و طبقه بندي آن نيز بر اهل اين علم و فن عيان است . انقلاب اسلامي ايران در طول بيش از دو دهه , بحرانهاي مختلفي را كه ذكر آنها در حوصله اين مقاله نيست پشت سر نهاده است . كيست كه نداند اين بحرانها و استمرار آنها بهاي استقلال خواهي جمهوري اسلامي ايران است كه ملت و دولت با افتخار بهاي اين خواست ارزشمند را پرداخت مي كنند. حاصل اجماع نظر مجموعه نظام و صبر و شكيبايي مردم , مديريت اين بحرانها و عبور از صخره هاي خطرخيزي بود كه با توكل بر خدا و تلاش همه عناصر متعهد از جمله نيروهاي وزارت امورخارجه ميسر شد و ادامه اين راه نيز هموار است . 4 ـ نويسنده محترم مشخص نمي كند چگونه به اين نتيجه رسيده است كه « علاوه بر اينكه مسئولان فعلي وزارت امورخارجه افراد شايسته اي براي اين مسئوليت نيستند افراد صادق و پاكدامن اين وزارتخانه نيز فاقد بينش لازم براي انجام وظايفشان هستند » . نويسنده محترم اگر فقط مروري سرانگشتي بر رويدادهاي مهم سياست خارجي كشور در دوران مختلف مي كرد و يا نيروهايي را كه امروزه قريب به ربع قرن از عمر خود را بر اين كار گذاشته اند و يا آن گروه از نيروهاي تازه نفس تر وزارت امورخارجه را مورد توجه قرار مي داد , لااقل فضاي واقع بينانه اي را مي ديد و مي توانست خوانندگان را براي خواندن موضوع مورد بحث و قبول استدلالهاي خود قانع نمايد و اينچنين سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را شكست خورده عرصه روابط بين الملل معرفي نكند. سوال اين است آيا روزنامه جمهوري اسلامي اصولا موفقيتي براي سياست خارجي پس از پيروزي انقلاب اسلامي قائل هست و اگر هست آن را چگونه تعريف مي كند و آيا در هشت سال اخير هيچگونه اقدامي را در عرصه سياست خارجي كشور قرين موفقيت نمي داند بطور قطع نمي تواند اينچنين باشد چرا كه حتي رقبا و دشمنان نيز بعضا ناچار به اعتراف شده اند و از اين رو چگونه ممكن است موفقيت هاي عرصه ديپلماسي كشور بدون برنامه , بدون بكارگيري خرد جمعي و بدون اتكا به كار كارشناسي و شناخت نيازها و اهداف ميسر شده باشد مگر اينكه قائل به فعاليت مجموعه هاي ديگر و عناصر نامشخص ديگري باشيم و اين موفقيتها را متعلق به آن مجموعه ها بدانيم , پس قطعا براي پاسخگوئي به ابهامات و توقعات خود در سياست خارجي نيز بايد به آنها مراجعه كرد. وزارت امورخارجه همراه و همگام با تحولات سياسي جهاني و همه ساز و كارهاي مرتبط با جمهوري اسلامي ايران در هر دوره اي در درون مجموعه خودساختار سازي را عميقا دنبال كرده است . اصلاح ساختار اداري , بكارگيري نيروهاي تحصيلكرده در رشته هاي مورد نياز , بهبود روش ها و سازو كار تربيت و اعزام كارشناسان زبده به ماموريتها , تخصصي تر شدن امور در نمايندگيها , افزايش ظرفيتهاي همكاري با ديگر كشورها و بهره گيري از نظرات نخبگان و كارشناسان فن از جمله اساتيد محترم دانشگاهها جملگي روندهايي است كه از چندين سال پيش در اين وزارتخانه آغاز شده و دنبال مي شود و اين اعتقاد وجود دارد كه براي رسيدن به شرايط هرچه مطلوبتر بايد اين مسير را ادامه داده , آن را ارتقا و گسترش دهيم . 5 ـ استفاده از مثال تاريخي صدر اسلام و اتفاقات صورت گرفته در زمان حضرت علي (ع) و مقدس مآبي برخي از اصحاب كه باعث تسلط معاويه بر امور مسلمين شد , در مورد ارزيابي عملكرد وزارت امورخارجه تعجب آور است . گويي نويسنده محترم چون قصد انتقاد دارد بدون در نظر داشتن مفاهيم : « دولت » , « ملت » , « سرزمين » , « مرز » , « حاكميت مقتدر » , « استقلال » و ديگر مفاهيم اشاراتي به تاريخ اسلام داشته است . مقايسه وزارت امورخارجه و نيروهاي متعهد آن با ابوموسي اشعري و طرح موضوع « خوارج » يك قياس بي مفهوم و بدون در نظر گرفتن شرايط تاريخي بوده و اتهام افكار غيرانقلابي , سازشكارانه و تسليم طلبانه به اين مجموعه در شان هيچيك از نيروهاي شاغل در هيچ بخشي از مجموعه نيروهاي كارگزار جمهوري اسلامي ايران نبوده و نيست . اگر نويسنده درصدد است اخلاق و تعهد ويژه خود را با ملاكهاي اين سرمقاله بياموزد اين راه به بن بست مي انجامد و سوال اخلاقي از نويسنده مطالب اين است كه ايجاد ترديد در تعهد و دلسوزي عناصر مجموعه وزارت امورخارجه را كه براي دفاع از منافع كشور صادقانه تلاش مي كنند چگونه پاسخ خواهد گفت 6 ـ آنچه كه وزارت امورخارجه بعنوان مواضع سياست خارجي بيان مي كند باور و مبناي كار سياست خارجي كشور است كه طبعا متناسب و به اقتضاي روند تحولات بيان مي شود. سخنگويي وزارت امورخارجه كاركردي كاملا هدفمند و تخصصي است كه علاوه بر كاركرد خود در عرصه تحولات ديپلماتيك , روشي نوين و متعارف براي اطلاع رساني است و ادعاي آن روزنامه مبني بر فشاربه وزارت خارجه براي اظهارنظر و اعلام مواضع ادعائي بسيار عجيب و كاملا غيرواقعي است . اگر آن روزنامه دانستن را حق مردم مي داند , مراكز فشار به وزارت امورخارجه را معرفي كند. سرمقاله هاي آتشين آن روزنامه درخصوص مسائل سياست خارجي و برخورد تخريبگر مانند « شيوخ عرب و حرفهاي گنده تر از دهانشان » , « فرعون مصر » , « زبان درازيهاي استراو » , « اخراج سفير انگليس و كانادا » , « فراخواني سفراي ايران از اين دو كشور » , « اعضاي دولت انتقالي عراق , دست نشاندگان آمريكا » و بسياري ديگر از اين دست تعابير اين سوال جدي را مطرح مي كند كه اصولا آن روزنامه قائل به روابط خارجي مي باشد يا نه فهرست طولاني مجموعه كشورها , اشخاص و دولت هاي موضوع نقدهاي ويژه و خاص آن روزنامه هيچگونه شكل و قالبي از روابط خارجي را نمايش نمي دهد. نه كشورهاي اسلامي , نه همسايگان , نه غربي ها و نه شرقي ها و بالاخره شايد هيچ كشوري در ملاك هاي مورد نظر آن روزنامه قرار ندارد و چنين برمي آيد كه از نظر آن روزنامه محترم در جمهوري اسلامي ايران بايد ديواري قطورتر و درازتر از ديوار چين به دور كشور كشيده مي شد كه معلوم نبود چه فرجامي در انتظار بود. 7 ـ اما واژه « مصلحت » , آنجايي كه مطلب به مدد نويسنده نيامده از مصلحت كمك گرفته شده است , اين واژه ارتباط بسيار دقيق و مستقيم با فهم و درك سياست و بسياري از امور پيچيده ديگر دارد. تفاوت ديدگاهها به پديده هاي سياست خارجي و انتخاب نوع واكنش به آنها مصالح مختلفي را باعث مي شود. يك نفر ممكن است از يك چهارديواري براي لحاف دوزي استفاده كند و شخصي ديگر آن را به كتابخانه تبديل نمايد. تاريخ حيات سياسي ائمه معصوم ما پر است از درس و مشق سياست چه در سياست داخلي و چه در سياست خارجي كه مي تواند براي حكومتها و ديپلماتهاي جهان اسلام و حتي سايرين راهگشا باشد. نويسنده محترم كه لابد با تاريخ اسلام آشنا هستند مي دانند كه در صدر اسلام حضرت پيامبر(ص ) و حضرت علي (ع) از اين واژه چگونه بهره مي بردند. توصيه مي كنيم نويسنده محترم تاريخ روابط خارجي در صدر اسلام را مرور نمايد. 8 ـ آنچه جاي تاسف است اينكه نوع نگرش نويسنده محترم سرمقالات به روابط سياسي , نشان مي دهد كه وي ميدان سياست را با رينگ بوكس و تشك كشتي اشتباه گرفته است و (اميدواريم ) ناآگاهانه فهرستي از مشكلات را مي خواهد به معضلات موجود بيافزايد. اگر وزارت امور خارجه بخواهد موضوعات سياست خارجي را با روشهاي غيرديپلماتيك دنبال كند , آنوقت « ديپلماسي » معني خود را از دست خواهد داد. كشور ما برپايه سياست و ديپلماسي , دوران مختلف را تجربه كرده است . مگر عقل و تدبير عاقبت انديش مسئولان نظام باعث نگرديد كه جمهوري اسلامي ايران سياست دوران جنگ را متناسب با زمان و توان خود به سياست تعامل و همكاري فعال و گسترده با كشورهاي جهان تبديل كند هنر و افتخار دولت ها و ملت ها در حفظ اصول , افزودن دانش , بكارگيري عقل و تدبير و افزودن تجارب به اندوخته هاي گذشتگان براي آيندگان است . مايه سربلندي است كه با پايبندي به اصول , نسل هاي مختلف يك ملت را با روش هاي ويژه آن نسل به همان ارزشها و بنيان ها پايبند نگاه داشت . امروز مجموعه اي از شخصيت ها و انديشمندان , كشور را رهبري مي كنند كه با تكيه بر همان اصول و بنيان هاي محكم و برپايه استفاده از تجارب و درس هاي گذشتگان مي خواهند ملت را در جاده هاي نوين , با حفظ استقلال و عزت راهبردي كنند. 9 ـ طرح عنوان « سياست انفعالي » بدون طرح منطقي مصاديق آن پذيرفتني نيست . اتخاذ يك سياست و روش كار سياسي فرضيه ها و قواعد خاص خود را دارد كه قبل از اتخاذ آن بايد به سئوالات زيادي پاسخ داده شود. بايد به تحولات به شكل كلان آن نگريست و براي اين مهم , تشريح روندها , ويژگيهاي هر يك از مباحث , نوع منافع كشور و بسياري جزئيات ديگر , بحثهاي تحليلي جداگانه اي را مي طلبد. اشكالات عمده اين انتقادات اين است كه نويسنده محترم دلايل رد اين سياستها را بصورت منطقي بيان نكرده است و در صورتيكه نقد علمي و تحليلي دقيقي ارائه شود , به آنها پاسخ خواهيم داد. آنچه كه به طور واحد در هر يك از اين موضوعات روشن و بديهي است , تامين منافع كشور است و از آن بديهي تر اينكه منافع كشور در هر يك از موضوعات مطرح در سياست خارجي با شيوه هاي رسيدن و تعاريف خاص آن حاصل مي شود و اين امور از تعاريف و روش هاي اوليه علم سياست است . 10 ـ در شرايطي كه رسانه هاي خبري جهان در پي اخبار داغ هستند تا به اتكاي آنها به هر قيمتي شده افكار عمومي را متوجه خود كنند و نوعي ساده انديشي و كوته نگري را رواج مي دهند , نويسندگان مطبوعات و خبرنگاران كشور ما رسالت سنگين دستيابي به كنه حقيقت را بردوش دارند. در موقعيتي كه جمهوري اسلامي ايران دشمن نخست خود را صهيونيسم بين الملل و رژيم اشغالگر قدس مي داند , تاكنون در هيچ زماني از دوران مختلف تاريخ ربع قرن جمهوري اسلامي ايران هيچ نشريه و رسانه اي مانند آن روزنامه به مدح اسرائيل نپرداخته بود كه اين جاي بسي شگفتي است . درحالي كه آن روزنامه , وزارت امور خارجه را به اتهام دوري از عزت و مصلحت گرائي در سياست خارجي مورد سئوال قرار مي دهد. بدون توجه به ذات كلام خود مانند سياستمداران آمريكا از صلابت اسرائيل سخن مي گويد و آرزو مي كند كه اي كاش مسئولان وزارت امور خارجه نيز از چنين صلابتي برخوردار بودند. ما از آيات قرآن مدد مي گيريم : « مبادا دشمني با كسي شما را از حوزه عدالت خارج كند. » تاسفبار اينكه در ژرف ساخت اين سخن , دشمن ستايي وجود دارد بگونه اي كه بي بي سي نيز اين بخش از سرمقاله آن روزنامه را بطور برجسته منعكس كرده است . اما بايد پرسيد كدام صلابت آيا ترور پيرمردي ويلچرنشين صلابت است آيا ترور كورمردان مبارز فلسطيني كه براي حراست از كيان خود آماج موشكهاي هوا به زمين قرار مي گيرند صلابت است آيا ساخت ديوار حايل عليرغم مخالفت جهاني صلابت است اي كاش نويسنده محترم تصوير مادران اشك ريزان فلسطيني را مجسم مي كرد و مانند برخي راديوهاي بيگانه و فقط بخاطر يك حس مرموز و خودمحور از صلابت اسرائيل سخن نمي گفت و در مجموعه تهديدات توخالي اسرائيل و پاسخگوئي هاي استوار مسئولين كشور , سخن از صلابت دشمن نمي گفت . افتخار وزارت امور خارجه اين است كه در همه مجامع با چنين به اصطلاح صلابت هايي دست و پنجه نرم مي كند. جالب است كه نويسنده پيشنهاد مي كند كه اگر مسئولين وزارت امور خارجه نمي توانند ايفاي وظيفه كنند اين مسئوليت را به ديگري بسپارند. عبارت « گر تو بهتر مي زني بستان بزن » شايسته كساني است كه هم صاحب هنرند و هم صاحب علم . هم دين را خوب مي فهمند و هم دنيا را. هم سياست دارند و هم كياست . اما امتزاج سياست تهاجمي و ايجاد جنگ رواني و ماجراجوئي براي ملتي كه بار هشت سال جنگ را عزتمندانه بر شانه هاي خويش تحمل نموده , هيچ ارمغاني نخواهد آورد و سپاس خداي عزوجل را كه سكان كشور در اختيار كساني كه صلابت را از اسرائيل مي آموزند , قرار نگرفته است . 11 ـ بحث سياست خارجي در عمل بحث پيچيده اي است . يكي از دلايل طرح انتقادات همراه با توقعات غيرمنطقي , ناشي از ناآگاهي اين پيچيدگيهاست , سطحي نگري پررنگ به پديده هاي سياست خارجي كه عموما اموري ميان مدت و بلندمدت هستند و نه مقطعي و گذرا , خطاي فاحش برخي از اين انتقادات است . دو اصل « ديرپايي مسائل و پديده هاي سياست خارجي » و « سياست خارجي ادامه سياست داخلي است » جداناشدني هستند از اين رو ارزيابي عملكرد وزارت امور خارجه امري كاملا كارشناسانه و تخصصي است و دليل بارز آن اينكه ـ صرفنظر از شكست يا موفقيت سياست خارجي تفكيك بخشهاي آن از ساير بخشهاي داخل نظام خطاي فاحش اينگونه انتقادات است . به بيان روشنتر « اهداف و تواناييها » , « مراجع تصميم گيري و حوزه هاي قدرت در داخل » , « گروههاي فشار » , « افكار عمومي » , « تعدد بازيگران داخلي و خارجي » , « فشارهاي محيطي » و افزون بر اينها متغيرهاي فراوان , تنها بخشي از عوامل تاثيرگذار در تصميمات سياست خارجي است . در عرصه سياست خارجي , كشورها بخشي از تبعات منفي تصميمات خارجي ديگر كشورها را ناخواسته متحمل مي شوند و با هدف تامين منافع و امنيت ملي كشور در جهت كاهش , تغيير آن تبعات و دستيابي به اهداف خود تلاش مي كنند. كارشناسان علوم سياسي با پديده هاي سياست خارجي مانند معادلات رياضي رفتار نمي كنند گرچه منطق رياضي را دنبال مي كنند و برپايه اين تفاوت عميق در نگاه علمي به سياست خارجي است كه از ديد نويسنده محترم مي بايستي روابط با افغانستان قطع مي شد , از سفر وزير امور خارجه انگليس به ايران جلوگيري مي شد , سفير انگليس نيز اخراج مي شد و يا توافق تهران با سه كشور اروپايي بعنوان كلاه گشاد بر سر ايران لقب مي گيرد و بسياري از اينگونه اقدامات كه متاسفانه فقط قدم اول آن ترسيم شده و هيچ نشاني از گامهاي ديگر و مسير راه در هيچ بخشي از چنين توصيه هايي به چشم نمي خورد. داشتن « مخالفان خوب » يا « منتقدان منصف » يك نعمت است . وزارت امور خارجه نيز بي نياز از اين نعمت نيست كه انشاالله مستدام باشد. « مخالفان خوب » هم آموزش مي دهند و هم مي آموزند. « مخالفان خوب » مجموعه ها را به مسيرهاي بي سرانجام هدايت نمي كنند و همواره راههاي جديدي كه ملتها را به سرمنزل اميد و سعادت رهنمون كند در نظر دارند. دولتها و ملتهاي موفق مخالفان خوبي داشته اند و براي نائل شدن به اين نعمت بايد فرهنگ سازي كرد و قدرت فرهنگ سازي « رسانه » بدون ترديد همچنان انحصاري و بي رقيب است . از اين رو سرمقاله نويسان محترم نقش حساس و پرمسئوليتي به عهده دارند. بسترسازي براي رشد و گسترش فرهنگ هاي سازنده يا تخريبي موضوع پراهميتي است كه درنگ در آن ارزش بسيار دارد. چرا كه همه ما بايد بياموزيم « مخالفان خوب » باشيم . به ياد داشته باشيم كه دنياي امروز , جهان واژگوني ارزشها و قلب حقايق است و كار دستگاههاي تبليغي و خبري بايد اطلاع رساني به مفهوم درست باشد اما در اثر ترفندهاي استكبار جهاني اين ماموريت مهم رسانه اي به نوعي چشم بندي شباهت يافته است كه شعبده باز بدان دست مي يازد. هوشيار باشيم كه دستهاي پيدا و پنهان افكار و نوشته ها ما را سمت و سو ندهند. من الله التوفيق و عليه التكلان روزنامه جمهوري اسلامي : 1 ـ موجب خرسندي فراوان است كه مسئولان محترم وزارت امورخارجه بعد از مدت ها سكوت , سرانجام تصميم گرفته اند به كساني كه عملكردهاي آنان را نقد مي كنند , پاسخ بدهند. با قطع نظر از اينكه پاسخ وزارتخارجه قانع كننده مي باشد يا نه , اصل اين اقدام را ارج مي نهيم و اميدواريم روش پسنديده پاسخگوئي به عنوان يك روش پايدار همواره در دستور كار اين وزارتخانه قرار داشته باشد. 2 ـ پرهيز از فرافكني و مستند نساختن عملكرد خود به بزرگان , نقطه قوت ديگري است كه در جوابيه تفصيلي وزارت امورخارجه مشهود است . اين امر نيز كه نشان دهنده تفاوت محسوس در برخورد مسئولان اين وزارتخانه با نقدها و نقد كنندگان نسبت به گذشته مي باشد , اين اميدواري را سبب مي شود كه دست اندركاران محترم اين وزارتخانه , خود را مسئول عملكردهاي خود ميدانند و از ديگران به عنوان سپر استفاده نمي كنند. البته در اين جوابيه رگه هائي از تمايل به فرافكني در قالب مطرح كردن تصميمات جمعي و نظام مشهود است كه با توجه به اين واقعيت انكارناپذير كه وزارت خارجه از عمده ترين مراكز كارشناسي و تصميم سازي در سياست خارجي است , چنين توجيهاتي قابل قبول نيست و انتظار اينست كه از اين پس مسئولان محترم وزارت امورخارجه با شفافيت بيشتري مسئوليت عملكردهاي خود را راسا بپذيرند. 3 ـ عليرغم اين دو نقطه قوت شكلي , متاسفانه پاسخ وزارت امورخارجه از نظر محتوائي داراي ضعف هاي زياد است كه بارزترين آنها توسل به تعبيرات غيرفني و حتي غيرمحترمانه براي وادار كردن نقد كنندگان به عقب نشيني و مظلوم نمائي در افكار عمومي است . در عرف پاسخگوئي به مطبوعات , توسل به چنين تعابيري نشانه ضعف پاسخگو و فقدان استدلال است . هرچند تهيه كننده پاسخ تصور مي كند مي تواند ضعف خود را پشت اين الفاظ بپوشاند , ولي از آنجا كه اين يك حربه كهنه و زنگ زده مي باشد , نه تنها نقد كننده و خوانندگان روزنامه را قانع نمي كند بلكه تاثير معكوس دارد. استخدام الفاظي از قبيل غرض , كينه , كلي نويسي , سطحي نگري , ابهام آفريني , ماجراجويانه , شعاري و... براي كوبيدن نقد كنندگان , در شان وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران نيست . 4 ـ شگرد ديگري كه تهيه كننده يا تهيه كنندگان اين جوابيه با همين هدف بكار برده اند , متهم كردن روزنامه به هتاكي است يا بي احترامي نسبت به كاركنان وزارت امورخارجه است . اين , البته نوع ديگري از فرافكني است كه اميدواريم مسئولان محترم اين وزارتخانه از اين پس با آن وداع كنند و توسل به چنين شگردي را دور از شان وزارت متبوع بدانند. در سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي همواره تعبير « مسئولان وزارتخارجه » بكار گرفته شده و حتي در چند مورد , بر نگراني نيروهاي متعهدي كه با عملكردهاي غيرانقلابي مسئولان اين وزارتخانه موافق نيستند تاكيد شده است . هرچند قصد نداشتيم اين نكته را به اطلاع خوانندگان برسانيم ولي اكنون ناچار اعلام مي كنيم كه در روزهاي انتشار سرمقاله « وزارتخارجه از عزت تا مصلحت » تماس هاي زيادي از بدنه وزارت امورخارجه با روزنامه گرفته شد كه طي آنها نيروهاي متعهد وزارتخارجه بخاطر انتشار اين مطالب و نقد عملكرد وزارتخارجه از روزنامه تشكر مي كردند. تماسهاي حمايتگرانه و تشكرآميز از خارج وزارتخارجه و از توده مردم نيز فراوان بود و البته يك مورد نامه بي امضا نيز به روزنامه رسيد كه نويسنده آن , بخاطر انتشار اين سرمقاله از روزنامه گله كرد و عملكرد مسئولان وزارتخارجه را قابل دفاع دانست . در اينجا لازم ميدانيم بكيار ديگر تاكيد كنيم كه نيروهاي متعهد و انقلابي وزارت امورخارجه همواره مورد احترام روزنامه جمهوري اسلامي بوده و هستند و حساب آنها از حساب كساني كه در سرمقاله مورد نظر , عملكرد آنها نقد شده جداست . 5 ـ برخلاف آنچه در بند 4 جوابيه وزارت امورخارجه آمده , روزنامه جهوري اسلامي براي وزارت امورخارجه كشورمان در 25 سال گذشته موفقيت هاي زيادي قائل است , اما همانطور كه در سرمقاله نيز صريحا آمده , اين موفقيت ها مربوط به دوراني است كه خط مشي حاكم بر سياست خارجي در برخورد با قدرتهاي استكباري , تهاجمي بود نه انفعالي . آنچه جوابيه وزارت امورخارجه آنرا اعتراف رقبا و دشمنان به موفقيت سياست خارجي ما دانسته , نه تنها موفقيت نيست , بلكه تعريف و تمجيدي است كه بخاطر مقبوليت سياست انفعالي از نظر آنها صورت گرفته و به همين دليل , درست در نقطه مقابل آنچه در جوابيه آمده قابل ارزيابي است و طبعا بايد نقطه ضعف و نمره منفي براي سياست خارجي تلقي شود. 6 ـ وزارت امورخارجه از يكطرف روزنامه جمهوري اسلامي را به عدم ارائه راه كار عملي در سياست خارجي متهم مي كند و از طرف ديگر تصريح مي نمايد « نسخه آن روزنامه محترم , نه براي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بلكه براي كشورهايي بسيار متفاوت از شرايط ايران نيز عملي نيست » . با صرفنظر از اين دوگانگي كه نشانه ضعف شديد جوابيه است , واقعيت اينست كه موفقيت چشمگير سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در دوران برخورد تهاجمي با قدرتهاي استكباري , بهترين دليل بر بطلان اين ادعاست . عدم توفيق سياست خارجي ما مربوط به زماني است كه از اين سياست رويگردان شده و به بهانه هائي از قبيل « تنش زدائي » دست از آرمانهاي انقلابي شستيم و برآن شديم تا به نسخه خانواده جهاني عمل كنيم , درحاليكه همانطور كه در سرمقاله آمده است انقلاب اسلامي براي پيوستن ملت ايران به خانواده جهاني كه سياست مسلط آن را آمريكا و صهيونيست ها ترسيم مي كنند نبود بلكه براي مقابله با اين سياست و دگرگون كردن آن با هدف ايجاد نظم جهاني عدالت گرايانه بود. 7 ـ استفاده از قطعه تاريخي « حكميت » و پديد آمدن « خوارج » درصدر اسلام در اثر روش ساده لوحانه ابوموسي اشعري , با هدف هشدار دادن به مسئولان سياست خارجي و جلوگيري از پديد آمدن جريان هائي مشابه « خوارج » در جامعه , صورت گرفته , ولي متاسفانه تهيه كننده يا تهيه كنندگان جوابيه وزارتخارجه عليرغم صراحت سرمقاله در اين موضوع , آنرا تلاش براي ايجاد ترديد در تعهد و دلسوزي عناصر مجموعه وزارت امورخارجه دانسته اند! خوشبينانه ترين احتمال اينست كه اين بخش از سرمقاله براي كساني كه جوابيه را تهيه كرده اند به درستي فهم نشده است . 8 ـ درباره واژه « مصلحت » تهيه كنندگان جوابيه نوشته اند : « نويسنده محترم كه لابد با تاريخ اسلام آشنا هستند ميدانند كه در صدر اسلام حضرت پيامبر(ص ) و حضرت علي (ع) از اين واژه چگونه بهره مي بردند » و سپس افزوده اند : « توصيه مي كنيم نويسنده محترم , تاريخ روابط خارجي در صدر اسلام را مرور نمايند » . ضمن تشكر از اين توصيه بسيار ارزشمند , توجه مسئولان محترم وزارت امورخارجه را به اين نكته اساسي جلب مينمائيم كه اسلام , بنابر آنچه در قرآن كريم و سيره رسول گرامي اسلام (ص ) و اميرالمومنين عليه السلام آمده , حساب قدرتهاي استكباري و وابستگان به آنها را از سايرين جدا ميداند. خداي متعال , خطاب به پيامبر گرامي اسلام ميفرمايد : « يا ايها النبي جاهد الكفار و المنافقين واغلظ عليهم » (سوره توبه آيه 73 ) و در ترسيم خط مشي كلي و اساسي رسول گرامي اسلام و مسلمانان در تعامل با كفار و حودي ها ميفرمايد : « محمد رسول الله و الذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم » (سوره فتح آيه 29 ) . تاريخ صدر اسلام نيز نشان ميدهد سيره پيامبر گرامي اسلام و اميرالمومنين صلوات الله عليهما جز اين نبوده است . سرمقاله نيز همين خط مشي را به مسئولان محترم وزارت امورخارجه كشورمان توصيه نموده و بهترين دليل توفيق اين خط مشي , موفقيت هاي صدر اسلام و موفقيت هاي سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي تا قبل از دوران اخير است . 9 ـ نوشته اند نويسنده سرمقاله , ميدان سياست را با رينگ بوكس و تشك كشتي اشتباه گرفته است . ما بشدت معتقديم آنجا كه طرف مقابل در ميدان سياست , قدرتهاي استكباري نباشند , ميدان سياست رينگ بوكس و تشك كشتي نيست , ولي هنگاميكه طرف مقابل قدرتهاي استكباري هستند , قطعا و بدون ذره اي ترديد ميدان سياست , رينگ بوكس و تشك كشتي و بلكه ميدان جنگ واقعي است . چه خوب شد كه مسئولان وزارت امورخارجه اين تشبيه را بكار بردند تا خود اعتراف كرده باشند كه سياست خارجي را مطلق مي بينند و فرقي ميان كشورهاي دوست و قدرتهاي استكباري قائل نيستند و فكر مي كنند در تعامل با همه اين كشورها , لباس هاي اطو كشيده و ادكلن كارساز است درحاليكه قدرتهاي سلطه گر با چماق به ميدان ميآيند و صداي توپ و تشر آنها گوش همه را كر كرده است . وقتي سه كشور اروپائي به شما ميگويند تا تعهد ندهيد كه چرخه سوخت را بطور كامل تعطيل نكنيد , اصولا حاضر نيستيم با شما در باره پرونده اتمي ايران حرف بزنيم , باز هم فكر مي كنيد ميدان سياست رينگ بوكس و تشك كشتي نيست شما هر روز از همين رينگ با صورت كبود و زخمي خارج ميشويد و روي همين تشك زمين ميخوريد , ولي چه فايده كه رينگ و تشك را نمي بينيد و بوكس را احساس نمي كنيد! عجبا كه روزنامه جمهوري اسلامي را به دليل اينكه به شما توصيه مي كند با قدرتهاي استكباري تهاجمي برخورد كنيد و وزيرخارجه گستاخ انگليس را بخاطر اهانت به ملت ايران به كشور راه ندهيد و سفيرش را اخراج كنيد , خشن و ماجراجو ميدانيد و ميگوئيد ميدان سياست خارجي را نبايد با رينگ بوكس و تشك كشتي اشتباه گرفت , ولي در ماجراي زهرا كاظمي خودتان شاهد هستيد كه كانادا سفير خود را متفرعنانه فرا ميخواند تا راهي براي دخالت در امور داخلي كشور ما باز كند وانگليس در همدستي با صهيونيست ها سفير سابق ما در آرژانتين را بازداشت و زنداني مي كند. اگر توصيه به لغو سفر مقامات فلان كشور زياده خواه و يا اخراج سفراي آنها مخالف عرف ديپلماتيك و ماجراجوئي است پس چرا هر سال شاهد ده ها مورد اخراج سفير و ديپلمات كشورهاي مختلف توسط دولتها و لغو سفر مقامات كشورها توسط دولت ها هستيم اگر روزنامه به شما توصيه مي كند اجازه ندهيد فلان شيخ دست چندم جنوب خليج فارس با شما گنده تر از دهانش حرف بزند , اين توصيه براي حفظ عزت كشور و ملت است نه تخريب روابط . رابطه اي كه براساس امتيازدهي به فرعون مصر كه مهره آمريكا و دلال صهيونيسم است استوار گردد , چگونه ميتواند « عزت مداري » باشد عمل به توصيه هاي روزنامه جمهوري اسلامي كه ميگويد در تعامل با خارج آرمانهاي انقلابي را اساس قرار دهيد , عزت به ارمغان مياورد نه كوتاه آمدن در برابر زياده خواهي هاي قدرتهاي سلطه گر و مهره هاي وابسته به آنها. 10 ـ مغالطه , يكي ديگر از شگردهاي تهيه كنندگان جوابيه وزارت خارجه است , تا جائيكه روزنامه جمهوري اسلامي را متهم به « مدح اسرائيل » مي كنند! براي آنكه خوانندگان گرامي متوجه اين مغالطه ناشيانه شوند , عين عبارت سرمقاله روزنامه را در اينجا ميآوريم . عبارت اينست : « رژيم صهيونيستي , پليد و غاصب و نامشروع است , اما صاحب اين قلم نمي تواند صلابت متوليان اين رژيم نامشروع را ناديده بگيرد و به اين واقعيت اعتراف نكند كه همواره با خود ميگويد ايكاش مسئولان وزارتخارجه كشور ما نيز از چنين صلابتي برخوردار بودند. آنچه موجب حسرت است اينست كه صهيونيست ها در مواضع باطل خود استوارند ولي ما در مواضع حقمان متزلزل هستيم » . ملاحظه مي كنيد كه نويسنده در اين عبارت , با صراحت , بر نامشروع و باطل بودن رژيم صهيونيستي و حق بودن جمهوري اسلامي تاكيد نموده و از اينكه چرا مسئولان ما در حق خود صلابتي را كه اسرائيل در باطل خود دارد , ندارند ابراز تاسف كرده است . اين مطلب را « مدح اسرائيل » دانستن , مرتكب نوعي تردستي و چشم بندي شدن البته از نوع ناشيانه آنست كه خلاف شان وزارت امورخارجه است و حداقل نشان ميدهد تهيه كنندگان اين جوابيه از نهج البلاغه اميرالمومنين و شكوه هاي آنحضرت كه مشابه همين مطلب و دقيقا با استفاده از تعبيرات حق و باطل است بي اطلاعند. حضرت علي عليه السلام , به مناسبت حمله عاملان معاويه به بعضي مناطق و غارت و كشتار مردم و بي تفاوتي كوفيان در برابر اعلام جهاد حضرت امير براي سركوب معاويه , خطبه اي خواندند كه در آن , از اينكه شاميان در باطل خود استوارند ولي كوفيان در حق خود ناپايدار هستند ابراز شگفتي و حسرت فرمودند. عبارت نهج البلاغه اينست : « فياعجبا! عجبا و الله يميت القلب و يحلب الهم من اجتماع هولا القوم علي باطلهم و تفرقكم عن حقكم فقبحا لكم و ترحا , حين صرتم غرضا يرمي , يغار عليكم ولاتغيرون و تغزون ولاتغزون و يعصي الله و ترضون ... » (نهج البلاغه , خطبه 27 ) . جالب اينست كه تهيه كنندگان جوابيه وزارتخارجه , روزنامه اي را به « مدح اسرائيل » متهم مي كنند كه در طول بيش از 25 سال عمر خود همواره در صف مقدم مبارزه عليه رژيم صهيونيستي قرار داشته و دارد و اين نوع برخورد وزارتخارجه جز آنكه ضعف شديد و بي منطقي مسئولان اين وزارتخارنه را به اثبات برساند , نتيجه ديگري ندارد. اين مغالطه را تهيه كنندگان جوابيه , در مصاديق صلابت به اوج رسانده اند و تلاش كرده اند روزنامه را متهم كنند كه ترور شيخ احمد ياسين توسط صهيونيست ها را صلابت آنها ميداند! درحاليكه هر كودك دبستاني با خواندن عبارت سرمقاله روزنامه ميفهمد مقصود اينست كه رژيم صهيونيستي در پي گيري اهداف باطل خود استوار است و به مخالفت هاي جهاني اعتنائي نمي كند ولي مسئولان وزارتخارجه ما با اينكه عهده دار اهداف حقي هستند در برابر تشر فلان كشور دست چندم عقب نشيني مي كنند. ما ميگوئيم صلابت داشته باشيد , اينكه اين صلابت را از چه كسي ميآموزيد مهم نيست . 11 ـ پيچيده و علمي جلوه دادن سياست خارجي و تكرار اين تهمت به منتقدين كه سطحي نگر هستند و فقط انتقاد مي كنند و راه كار نشان نميدهند نيز شگرد ديگر تهيه كنندگان جوابيه وزارت خارجه است كه البته راه به جائي نخواهد برد. در 5 شماره سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه فقط بخشي از عملكرد وزارتخارجه در سالهاي اخير مورد نقد قرار گرفت , بر روي موارد متعددي مشخصا انگشت گذاشتيم , خطاها را بسيار روشن , نشان داديم و راه كارهاي عملي و بي هزينه را نيز نمايانديم و در نهايت تاكيد كرديم كه انتقال از سياست تهاجمي در برابر مستكبران به سياست انفعالي ريشه مشكلات وزارتخارجه است . بنابراين , مصاديق را مشخص كرده ايم , راه كارها را نيز نشان داده ايم و معتقديم پيچيده نشان دادن سياست خارجي , شانه خالي كردن از زيربار وظايف و توسل به توجيهات غيرموجه است . در اينجا خوبست توجه تهيه كنندگان جوابيه را به نكته بسيار عميقي كه مولاي متقيقان اميرالمومنين علي عليه السلام در پاسخ به سخن كساني كه به روش آنحضرت در برابر مخالفان اعتراض ميكردند و سياست را پيچيده ميدانستند و توصيه مي كردند حضرت نيز همانگونه عمل نمايند جلب كنيم كه ميفرمودند « لولاالتقي لكنت ادهي الناس » . اين پاسخ , از يكطرف پيچيده وانمود كردن سياست را رد مي كند و از طرف ديگر اساس سياست را تقواي الهي ميداند. همانطور كه در سرمقاله مورد بحث يادآور شديم , نقد عملكرد وزارتخارجه مثنوي هفتاد من كاغذ شود. بخشي از مطالب را نميتوانيم مطرح كنيم مبادا كه موجب سواستفاده دشمنان شود. مطرح كردن بقيه نيز از حوصله مقالات قابل چاپ در روزنامه ها خارج است و آنچه در سرمقاله آورديم فقط بخش كوچكي از مطالب بود. با اينحال روزنامه جمهوري اسلامي همواره حامي وزارتخارجه بوده و خواهد بود , موضعگيري هاي منطقي مسئولين آن وزارتخانه را در صفحه اول خود منعكس مي كند و با چاپ مقالات همسو اقدام به تقويت آنها مينمايد. انتظار از مسئولين محترم وزارتخارجه نيز اينست كه انتقادپذير باشند و مطبوعات منتقد را براساس حديث شريف « صديقك من صبدبقك لامن صدقك » دوستان واقعي خود بدانند. والسلام .
|
|
|
|
موارد بازديد شده توسط شما:
|
|