Skip Navigation Links.
غزل شماره 129 - صوفي نهاد دام و سر حقه باز كرد
صوفي نهاد دام و سر حقه باز كرد _____ بنياد مكر با فلك حقه باز كرد
بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه _____ زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
ساقي بيا كه شاهد رعناي صوفيان _____ ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز كرد
اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت _____ و آهنگ بازگشت به راه حجاز كرد
اي دل بيا كه ما به پناه خدا رويم _____ ز آنچه آستين كوته و دست دراز كرد
صنعت مكن كه هر كه محبت نه راست باخت _____ عشقش به روي دل در معني فراز كرد
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد _____ شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد
اي كبك خوش خرام كجا مي‏روي بايست _____ غره مشو كه گربه‏ء زاهد نماز كرد
حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل _____ ما را خدا ز زهد ريا بي‏نيا
ديوان حافط HyperLink  افزودن به يادداشتها


تصویر روز
 



(اي مؤ منان ) متوجه هموار كردن كارها باشيد و با هم در گفتار و كردار خوب باشيد، و براي خدا خضوع بكار بريد و ترس خدا را به دل گيريد، با يكديگر به تواضع و انصاف و بخشش و خشم خوري رفتار كنيد كه سفارشِ خداست ، مبادا به يكديگر حسد ورزيد و نسبت به هم كينه داشته باشيد، زيرا اين هر دو كار جاهليت است ، بايد (طبق فرمايش ‍ خداوند در قرآن ) هر كس بنگرد كه چه پيش مي فرستد براي فرداي (قيامت ) خود، تقواي خدا پيشه كنيد زيرا خداوند به آنچه مي كنيد آگاه است
حضرت علي(ع)