|
بحران كشمير
|
منطقه كشمير، كه در شمالي ترين نقطه دو كشور هند و پاكستان واقع شده ، از ديرباز صحنه درگـيـري ، مـخاصمه و جنگ ميان دو اين كشوربوده است و گاه و بي گاه ، به بهانه اي ، تنش موجود بين دو كشور در اين منطقه افزايش و تا مرحله جنگ پيش رفته است. ايـالت جـامـو و كـشـمـيـر، يـكـي از ايـالت هـاي شـبـه قـاره هـنـد، در سال 1848، زماني كه چترِ سياه استعمار انگليس بر اين شبه قاره سايه افكنده بود، از سوي دسـت نـشـانـدگـان آن ابـر قـدرت ، بـه مـبـلغ 750 هـزار روپـيـه ، بـه يـكـي از بـزرگـان قبايل سيك ، به نام گلاب سينك تحت قراردادي به عنوان (قرارداد امريستار) به پاس خدمات او بـه اسـتـعـمـار پـيـر، فروخته شد. اين خاندان پس از تسلط بر كشمير، قوانين سختي را عليه سـاكـنـان آن كه بيش از 80 درصد آنها مسلمان بودند به اجرا گذارد و آنان را همانند بردگان بـراي ثـروت انـدوزي بـه كـار گـرفـت. بـه طـور مثال ، مسلمانان براي قرباني كردن گوسفند در مراسم عيد قربان مي بايست مبالغ هنگفتي به عـنـوان جـريـمـه بـه حـاكـمـان مـي پـرداخـتند و يا اگر گاوي را سر مي بريدند مي بايست ده سال زندان تحمل مي كردند. بـا اوج گـرفـتـن مـبـارزات مـردم هـنـد تـوسـط مـسـلمـانـان و هـنـدوهـا، شـبـه قـاره در آسـتـانـه اسـتـقـلال قـرار گـرفـت. هـمـزمان با طليعه آزادي ، مسلمانان هند به اين فكر افتادند كه نمي توانند در كشوري يكپارچه كه هندوها اكثريت داشتند، آزادانه زندگي كنند. براساس مذاكراتي كه بين (گاندي ) و (محمدعلي جناح ) صورت گرفت ، كشور هندوستان ، در سال 1947 به دو كشور مستقل پاكستان و هندوستان تقسيم گرديد. ملاك در تقسيم ، مذهب ساكنين نـواحـي ، خـواسـتـه هـاي اهـالي و وضـعـيـت جـغـرافـيـايـي تـعـيـيـن شـد و عـامـلان هـندي كه هنوز كنترل اوضاع را در دست داشتند، تشريفات علامت گذاري مرزها و تقسيم را به عهده گرفتند. تا اين زمان كشمير كه تحت حكمراني هاري سينگ ، آخرين حاكم از خاندان (اوگراها) بود، هنوز در پيوستن به يكي از دو طرف ، ترديد داشت. گروه زيادي از مردم خواهان پيوستن به پاكستان بـودنـد و حـاكـم كه تحت نفوذ جواهر لعل نهرو بود، براي پيوستن به هند تلاش مي كرد. در اين ميان هندوها، از جمله گاندي و نهرو، تلاش فراواني براي پيوستن كشمير به هند نمودند امّا مـسـلمـانـان كشمير كه از آينده بيمناك بودند، براي پيوستن به جامعه اسلامي پاكستان ، عليه حـكـومـت هـاري سـيـنـگ ، قـيـام نـمـودنـد. هـاري سينگ كه پايگاه مردمي نداشت ، به جامو، پايتخت زمستاني كشمير گريخت و در آن جا، سند الحاق كشمير به هند را امضا نمود. ايـن الحـاق مـورد اعتراض مردم واقع شد. اما نيروهاي هندي كه از پيش براي چنين روزي آماده شده بودند، به عنوان دفاع از حاكميت و قلمرو هند، به شهر سرينگر، مركز كشمير اعزام شدند. مـردم مـسـلمـان كـشـمـير عليه نيروهاي هندي به مقاومت پرداخته و گروه هاي زيادي از مردم كشمير آزاد، كـه پـيـش از آن به پاكستان ملحق شده بودند و غير از ساير مناطق پاكستان ، به صورت داوطـلبـانـه ، بـه يـاري مـردم كـشـمـيـر شـتـافـتـند. هند نيز با بسيج عمومي ، يكصد هواپيماي مـسـافربري را به انتقال نيروي نظامي به كشمير اختصاص داد تا از حاكميت مسلمانان در آن جا جـلوگـيـري نـمـايـد و بـديـن سـان جـنـگ اول مـيـان هـنـد و پـاكـسـتـان بـر سـر كـشـمـيـر در سـال 1947 شـكـل گـرفـت. مـسـلمـانـان در ايـن جـنـگ ، بـه دليـل عـدم انـسـجـام سـازمـاني ، نداشتن سلاح كافي و مدرن ، نداشتن برنامه جنگي ، موفق به بـدسـت گـرفـتـن حـاكـمـيـت در كـشـمـيـر نـشـدنـد. ايـن جـنـگ سـرانـجـام بـا تـعـهـد كـتـبـي جواهر لعل نهرو به محمد علي جناح ، مبني بر واگذاري حكومت به مردم و براساس راءي و خواست آنان مـتـوقـف شـد. امـا ايـن تعهد هرگز جامه عمل به خود نپوشيد. زيرا از همان ابتدا توطئه و شيطنت انـگـليسي هاي زخم خورده و ظلم آنان به مسلمانان ، كاملاً مشهود بود. آنان هندوها را در به اختيار گـرفـتـن مـنـاطـق بـيـشـتـري يـاري دادنـد و هـمـچـنـيـن در عـلامـت گـذاري مـرزهـا، چـنـان عـمـل كـردنـد كـه ضـمـن تـضـيـيع حقوق مسلمانان و قتل عام تعداد زيادي از آنان ، زمينه اختلاف و درگيري همچنان برجاي بماند. جنگ دوم هند و پاكستان ، نتيجه توطئه ديگر انگليسي ها بود. آنان در منطقه اي به نام ران كوچ ، از نـصـب عـلائم ويـژه تـعـيـيـن مـرز خـودداري نـمـوده بـودنـد و ايـن خـود سـال هـا بـعـد، مـوجـب اخـتـلاف مـرزي هـنـد و پـاكـسـتـان شـد هـنـد از پـذيرفتن درخواست سازمان مـلل بـراي همه پرسي در كشمير خودداري كرد و به همين سبب ، جو ملتهبي بين آن دو كشور به وجـود آمـد. جـنـگ دوم در آوريـل سـال 1965 آغـاز گـرديد. اين جنگ كه هر جبهه آن ، صحنه قدرت نـمـايـي يـكـي از دو طـرف بود، سرانجام بدون نتيجه پايان يافت و تمهيدات پاكستان براي كنترل كشمير، بي نتيجه ماند.
|
|
|
|