|
جذام چيست؟
|
بيماري جذام يك مرض عفوني بوده و داراي ميكرب سرسختي نظير باسل بيماري سل ميباشد، اين ميكرب در حال عادي براي اطرافيان بيمار شهرنشين كه كمبود عوامل غذايي نداشته باشند مسري نيست ولي براي كساني كه گرسنگيهاي نامرئي عوامل غذايي عوامل غذايي مخصوصا گرسنگي گوگرد و ارسنيك داشته باشند قابل سرايت است و هر قدر فقر و فاقه در كشوري زيادتر باشد تعداد مجذومين آن زيادتر است و بهترين راه مبارزه با اين بيماري پليد ريشه كن كردن بينوايي است و مخصوصا بايستي در دهات جذام خيز مردم را به خوردن ميوهها و سبزيهايي كه داراي گوگرد و ارسنيك هستند مانند شلغم، پياز، سير و تره عادت داد و شكم آنها را با غذاهاي كافي و كامل سير كرد و نگذشات گرسنگي آنها را ضعيف كرده و در برابر ميكرب جذام مغلوب شوند. درمان سنتي جذام يكي ديگر از افتخارات محققين ايراني معالجه جذام است كه بكلي فراموش گرديده ولي در لابلاي سطور كتابهاي كهنه و در پس ابر تيره خرافات پنهان شده و با اين كه با توجه به كشفيات جديد از روش آنان ميتوان بهترين نتيجه را گرفت معذلك اين بيماري كه در حال حاضر درحدود سه ميليون از افراد بشر را رنج ميدهد بدون علاج و درد بيدرمان شده است. روش سنتي ايرانيان روش سنتي ايرانيان در معالجه جذام استفاده از گوشت افعي بود و معجونهايي بنام افاعي براي درمان اين مرض پليد ميساختند و براي اين كه گوشت افعي اثر بيشتري داشته باشد قبل از كشتن اين حيوان او را در قفس انداخته و به انواع و اقسام او را آزار داده و عصباني مينمودند تا زهر بيشتري وارد بدن او شود. داروي ديگري كه داروسازان سنتي ايران براي درمان جذام و زخمهاي خورهاي پيدا كرده بودند مار دارو بود كه در جلد دوم خود را معرفي خواهد كرد. اين گياه چنانچه ضمن معرفي خود خواهد گفت بهترين پادزهر نيش مار و افعي ميباشد و حتي حيوانات نيز او را ميشناسند و هر موقع بوسيله مار گزيده شوند بسراغ آن رفته و از ريشه آن ميخورند و در اين مورد پروندهاي نيز در لشكر فارس وجود دارد. اسبمار گزيده چند سال پيش يكي از اسبهاي لشكر فارس را مار ميگزد. معالجات دامپزشكان مؤثر واقع نشده واميدي به نجات آن حيوان نبوده است. مطلعين محلي به آنها ميگويند اين اسب را در خارج اين شهر آزاد كنيد تا برود و مار دارو را پيدا كرده بخورد اين دستور عملي ميشود و آن حيوان با عجله در بيابان فرار كرده و خود را به ماردارو ميرساند و با خوردن ريشه آن از مرگ حتمي نجات پيدا ميكند و بعد مقداري از اين گياه از طرف رئيس بهداري لشكر به تهران فرستاده ميشود تا مورد آزمايش قرار گيرد.
|
|
|
|