سه شنبه
25 شهریور 1393
20 ذي القعده 1435
16 سپتامبر 2014
     
Skip Navigation Links.
آل بويه‏
تلاش‏هاي مكرر و پياپي نهضت‏هاي مختلف ايراني، براي تصرف بغداد و تسلط بر مركز خلافت عباسي، پس از ناكامي‏هاي مكرر، بالاخره به سال 324 هجري به وسيله جنبش نوين استقلال‏طلبي ايران به رهبري خاندان آل بويه با موفقيت همراه گرديد.
آل بويه كه مانند بسياري از مدعيان استقلال و فرمانروايي بر ايران، خود را از نواده ساسانيان مي‏دانستند - منتسب به طبقه ماهيگيران و از مردم گيلان بودند.
درباره نسب اين خاندان، حمدالله مستوفي در تاريخ گزيده مي‏نويسد:
پادشاهان ديلمان، به تخصيص آل بويه، هفده تن، مدت ملكشان صد و بيست و هفت سال و از خاندان ساساني (بهرام گور) مي‏باشند و بعضي از ديلمان گويند كه از تخم ديلم بن ضبه‏اند.
فعاليت سياسي و اجتماعي آل بويه، به رياست برادران بويه: علي، احمد، حسن، از زمان مرداويج و آل زيار آغاز مي‏گردد زيرا مرداويج بن زيار هنگامي كه حاكم ديلمان گشت، رودبار و طالقان و رستمدار و سپس، مازندران و ملك ري و قزوين و ابهر و زنجان و طارم را نيز به قلمرو خويش درآورد به اين ترتيب، قلمرو تحت حكومت مرداويج زياري در نواحي مركزي ايران بود، پس از مرداويج برادران بويه، ايالات مركزي و جنوبي ايران را زير فرمان خود درآوردند.
در سال 335 هجري بود كه احمد ديلمي، بعد از تصرف خوزستان، آرزوي ديرين ايرانيان را كه تسلط به مركز خلافت عباسي بود، عملي ساخت و بغداد را اشغال نمود. در واقع تصرف پايگاه عباسيان نقطه‏ي عطف يك دوره مبارزه و برخورد طولاني بين دو عنصر ايراني و عرب، طي چند قرن بود تصرف بغداد نه تنها به منزله‏ي پيروزي سياسي و اقتصادي ايرانيان بر عرب بود، بلكه مرحله‏ي نوين تكامل اسلام ايراني (شيعي) در برابر اسلام عرب (تسنن) بود.
ابوريحان بيروني در كتاب آثار الباقيه در اين باره مي‏نويسد:
دولت و ملك خلفا در آخر خلافت متقي و آغاز خلافت مستكفي از آل عباس و به آل بويه انتقال يافت و خليفه از اين به بعد مانند راس الجالوت يهود بود كه تنها رياست ديني داشت.
مسعودي هم چنين در كتاب التنبيه و الاشراف مي‏نويسد:... كه امور پيشگاه خلافت، امروز به عهده‏ي احمد بن بويه‏ي ديلمي مسمي (ملقب) به معزالدوله است كه بر مطيع خليفه چيره شد و طبق آن چه ما در اين جا (در مصر) مي‏شنويم در زمان ما، يعني سال 345 هجري، بيش‏تر رسوم خلافت و وزارت از ميان رفته است، متقي و مستكفي و مطيع (سه تن از خلفاي عباسي در آغاز غلبه‏ي آل بويه) همچون دست نشاندگانند و از خود اراده و نفوذي ندارند.
از اين به بعد، خلافت عباسيان، اهميت خود را به عنوان عامل نيرومند سياسي جهان اسلامي از دست داد و تبديل به يك مقام روحاني و مذهبي گرديد كه تا حد زيادي زير نفوذ فرمانروايان مستقل و شاهزادگان جامعه اسلامي بود. در دوران آل بويه، از نظر سياسي و اجتماعي، يك روش نامتجانس و ناهماهنگ و اغلب متضاد، بر قلمرو آنان حكومت مي‏كرده است. يعني در حالي كه قدرت سياسي و نظامي در دست ايرانيان و ديلميان بود، خلافت و حكومت دولتي و روحاني در اختيار خلفا قرار داشت، ولي در عين حال، عمدتا حكومت و سازمان آن، زير نفوذ آل بويه طرفدار خاندان علي (ع) و مشوق روش شيعي بوده است. در زمان‏هاي بعد بسياري از آيين‏هاي شيعي، نظير عزاداري براي اولادان علي بن ابي طالب (ع)، تنفر از خلفا، لعن بر معاويه و يزيد، آيين دولتي شاهان صفويه شد. در زمان معزالدوله، ايام عاشوراي سال 353 هجري تعطيل عمومي برقرار گرديد و مردم به عزاداري پرداختند.
از نظر سازمان داخلي و اداري، سلاطين آل بويه موفق گرديدند تا دولتي مستقل و ملي در بخش‏هاي عمده‏ي ايران مركزي و جنوبي و شمالي تا حدود ميان رودان (بين النهرين) تشكيل دهند ولي به واسطه عدم آمادگي شرايط اقتصادي و اجتماعي، نتوانستند يگانگي سياسي و اجتماعي كامل ايران را فراهم سازند و خيلي زود قلمرو آنان به علت اختلافات داخلي گرفتار تجزيه و تفرقه گرديد. به طوري كه در اواخر دوران آنان، در نواحي مختلفه ايران مانند: فارس، كرمان، خوزستان، اصفهان و ري حكومت‏هاي كوچك و مستقل ديلميان به وجود آمد و روي هم رفته، دوره‏ي فرمانروايي آنان، به صد و بيست و هفت سال رسيد (320 تا 497 ه.ق.).
تشكيلات ديواني در زمان آل بويه به نقل از كتاب الوزراء صابي عبارتند از:
ديوان وزير، ديوان رسائل، ديوان سواد، ديوان مشرق، ديوان مغرب، ديوان ضياع خاصه (املاك مخصوص خليفه)، ديوان مزارع، ديوان زمام خراج و ضياع عمومي، ديوان زمام نفقات و خزاين، ديوان دار (مقصود، امور مربوط به سراي‏ها و خانه‏هاي خليفه است) ديوان حرم و ديوان قضات.
تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت‏ دكتر عزت الله نوذرى‏  افزودن به يادداشتها


نظر شما در مورد اين مطلب
  نام :
ايميل :
وب سايت:
  

موارد بازديد شده توسط شما:
تصویر روز
تصوير مكه و مدينه 057
 



Search Engine Optimization
Clicky Web Analytics
شما را درباره جهاد با مال و جان و زبان ، سفارش مي كنم ، فقط دو گروه هستند كه - به راستي - جهاد مي كنند: امامي كه هدايت گر است و كسي كه فرمان از امام مي برد و به هدايت او اقتدا مي كند
حضرت علي(ع)