شنبه
11 مرداد 1393
5 شوال 1435
2 اوت 2014
    نرم افزارهای رایگان فارسی
موتور جستجو ي قطره
تعيين رتبه وب سايت
پارس قرآن
سايت غدير
Skip Navigation Links.
دوران حكومت سلجوقيان (دوره‏ي اول)
دوره‏ي نخست، كه از سال 425 ه.ق. تا مقارن سلطان سنجر (سال 551 ه.ق. يا تا سال 552 ه.ق. كه پايان دوره سلاجقه بزرگ است ادامه داشت) دوره‏ي دوم، كه از سال 552 تا اوايل قرن 8 ه.ق. مي‏باشد.
از ويژگي‏هاي اجتماعي اين دوره، به رسميت شناخته شدن مالكيت بالفعل در مقابل مالكيت حقيقي است. ظاهرا اين امر، به تصاحب زمين‏هاي زراعي توسط قبايل ترك مربوط است كه برگشت از آن، يعني پس دادن اراضي زراعي به مالكان اصلي ناممكن بوده است. مركزيت در اين دوره، نيرومند بود، اقطاعات گرچه داده مي‏شد ولي دولت (ديوان) نظارت دقيقي بر آن داشت - ديوان شاهي - و ديوان‏هاي ديگر حكومت مي‏كرد في المثل، اغلب اقطاعات لشكري و ديواني، از طريق ديوان شاهي داده مي‏شد.
اقتصاد چادرنشيني (عمدتا) بر دامداري بسيار نيرومند استوار بود. گروه‏هاي زيادي از قبايل ترك به حالت چادرنشيني در ايران زندگي مي‏كرده‏اند و دامداري سهم مهمي در توليد آنان داشت. تضاد بين دو نظام سكونت - آبادي نشيني و چادرنشيني - در اوج خود بود. علاوه بر آن، گرچه مركزيت در مملكت وجود داشت، ولي تناقض بين نظام ديوان و نظام اقطاع ساخت اجتماعي جامعه را تهديد مي‏كرد نيرومندي چادرنشينان و روابط خويشاوندي بين سلجوقيان كه حكومت را در دست داشتند با ساير خانواده‏هاي قبايل ترك، مانع از آن مي‏گرديد كه سلاطين سلاجقه - به خصوص سنجر - بتوانند جلوي چادرنشينان را به طور قاطع بگيرند. وجود عصبيت - به تعبير ابن خلدون - در بين آنان اين وضع را تشديد مي‏كرد و باعث پيدا شدن مشكلات اجتماعي، به ويژه مالي براي دستگاه دولتي سلاجقه شده بود؛ زيرا اقطاع داران، بخصوص قبايل، به هر صورت كه بود، از خراج و ماليات سرباز مي‏زدند و درست به لحاظ همين تناقضات، دوره‏ي سلاجقه به پايان رسيد.
سلسله مراتب اجتماعي در عصر سلجوقي: در دوره‏ي سلاجقه، به طور رسمي، در راس دوم قدرت، سلطان قرار داشت. سپس ملك‏ها قرار داشتند و پس از آن، نوابان ولي در حقيقت پس از ملك‏ها، مقطعان، متصرفان و گماشتگان سهم مهمي در قدرت سياسي دارا بودند و در قاعده دوم قدرت، توده‏ي مردم (رعيت) قرار مي‏گرفتند.
سلسله مراتب قدرت در عصر سلجوقي: سلطان (خان)، ملك، نوابان، مقطعان و متصرفان (گماشتگان)، نمايندگان مقطعان، رعيت.
و نيز، گروه اجتماعي ديگري به نام «ارباب، اسباب» در دوره سلاجقه وجود داشت كه مشخصان آنان به درستي روشن نيست. آنان به جاي حقوق، از املاك بهره برداري مي‏كردند، بدين ترتيب قدرت اجتماعي و اقتصادي در دست گروه‏هاي مختلف اجتماعي قرار مي‏گرفت كه تا بيش از دوره‏ي سلاجقه، بدين صورت در جامعه‏ي ايران ديده نشده بود.
گروه بندي اجتماعي در ايران عهد سلجوقي: جامعه، قبايل سلجوقي در وحله‏ي نخست، به دو گروه قبايل ترك و آبادي نشين (تاجيك ) تقسيم مي‏شد و پس از آن، گروه‏هاي اجتماعي مختلف ديگري قرار داشتند. تاجيك‏ها، آبادي نشين - شهري و روستايي - بودند. سلاجقه از يك طرف با ساكنان - تاجيك - و از طرف ديگر با قبايل ساكن و چادرنشين و با نظاميان سروكار داشتند. در اوايل دوره‏ي نخستين، چادرنشينان پايگاه اجتماعي مستحكم سلاجقه محسوب مي‏شدند، و هر قدر كه حكومت سلاجقه نيرومندتر مي‏شد و مركزيت قوام بيش‏تر مي‏يافت، تكيه گاه سلاجفه از قبايل چادرنشين، به نظاميان مستقل تغيير مي‏يافت.
دوران حكومت سلجوقيان (دوره‏ي دوم)
دوره‏ي دوم سلاجقه، آغاز دوره‏ي اتابكان مي‏باشد در اين دوره اقطاعات رواج كامل يافت و سياست‏هاي متمركز دولتي از ميان رفت و واحدهاي سياسي و اقتصادي مستقلي در ايران پديد آمد.
انواع بهره برداري از زمين در دوره‏ي سلاجقه، انواع و اقسام اقطاعات يعني روش‏هاي بهره برداري از زمين در ايران ديده مي‏شد كه عبارتند از:
1 - اقطاع ديواني: وضع اين اقطاعات چنين بود كه زمين‏ها را به اميران واگذار مي‏كردند. اين نوع اقطاع در سراسر دوره سلجوقي مرسوم بود. در زمان سلاطين سلجوقي، اعطاي اين گونه اقطاعات تنها به منزله‏ي شناختن حق مالكيت بالفعل يك امير نسبت به يك ناحيه بود.
سلاطين اخير سلجوقي، به علت ضعف و ناتواني، از عهده اميران برنمي‏آمدند و بي شك به همين سبب بود كه اقطاع اين را به آن مي‏دادند و حتي اقطاعي را در آن واحد به دو تن مي‏بخشيدند تا به اين وسيله آنان را به جان هم اندازند. به طور كلي مقطع ناچار بود كه اقطاع خود را به زور بگيرد، مگر در مورد اميري كه موفق به فتح ناحيه‏اي شده بود، در اين صورت، اقطاعي به نشانه‏ي سپاسگزاري به وي مي‏بخشيدند با اين همه به تدريج كه قدرت اميران فزوني مي‏گرفت، اين تمايل در آنان بيدار مي‏شد كه اقطاع خود را موروثي كنند. هم چنين، مواردي پيش آمد كه گروهي از اميران، اقطاع خود را طبق وصيت نامه به ديگران انتقال داده‏اند، ظاهرا اداره‏ي املاك و مستقيم انجام مي‏گرفت، مقياس و اندازه‏ي چنين اقطاعاتي قابل ملاحظه بود.
2 - اقطاع لشكري: وضع كلي اقطاعات لشكري به اين قرار بود: اولا قشون توسط عايدي اقطاعات، امرار معاش مي‏كردند، اندازه چنين اقطاعاتي كوچك‏تر از اقطاعات ديواني بوده و به ارث به فرزندان منتقل نمي‏شد. ثانيا ظاهرا مقطعان نيز به زور آن را تصرف كرده بلكه از ديوان آن را دريافت كرده بودند اين اقطاعات تفاوت هايي با اقطاعات شخصي داشت.
3 - اقطاع شخصي: احتمالا چنين اقطاعاتي، به ارث به فرزندان منتقل مي‏شد و گيرنده آن تعهدي در مقابل ديوان نداشت و ظاهرا از خراج هم معاف بود ضمنت در دوره‏ي سلاجقه تقاوت هايي بين اقطاع شخصي با املاك شخصي ديده مي‏شد.
4 - املاك شخصي: وضع املاك شخصي و رابطه زارع با مالك در آن به درستي روشن نيست. ظاهرا املاك شخصي نظير املاك دهقاني بوده است. علاوه بر بهره برداري مذكور، بهره برداري ديگري هم مانند املاك وقفي در دوره سلاجقه وجود داشت.
5 - املاك وقفي: اين املاك گرچه مانند دوره صفويه زياد نبود ولي وجود داشته، و توسط ديوان اوقاف يا قاضي عسگر اداره مي‏شد.
6 - املاك سلطاني: املاك سلطاني به سلاطين سلجوقي و خويشاوندان آنان تعلق داشت اين املاك در مناطق بسيار آباد و پر بركت مملكت از خراسان گرفته تا آذربايجان و عراق عجم پراكنده بود. مانند ولايت ري و ساوه در عراق عجم و خطه‏ي مرو در خراسان و خوي، در آذربايجان و غيره.
تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت‏ دكتر عزت الله نوذرى‏  افزودن به يادداشتها


نظر شما در مورد اين مطلب
  نام :
ايميل :
وب سايت:
  

موارد بازديد شده توسط شما:
تصویر روز
اثر استاد محمود فرشچيان
 



Search Engine Optimization
Clicky Web Analytics
كريم و بخشنده به بخشـش خويـش خـوشحال است و لئيـم و پست به دارايي اش مفتخر است.
حضرت امام سجاد(ع)